تبليغاتX
LADIES&GENTLEMANS
LADIES&GENTLEMANS

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود / زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت


یکی بود یکی نبود

وقتی که من عاشق بودم او دوستم نداشت. حالا که عاشقم شده من دیگر نیستم. حالا فهمیدم که چرا اول قصه ها همیشه میگن : یکی بود یکی نبود

 


یکشنبه 1388/06/22 |

 

گناه

گناه از من نبود. آنقدر دوستت داشتم که می‏ترسیدم به جسمت برسم. همین شد که هیچگاه نبوسیدمت، هیچگاه لمست نکردم و تو تحمل نکردی روح خالی مرا. یادم است که گفتی: مثل یک ماهی می‏مانی که در عمق آبی دریا تشنه مانده باشد


یکشنبه 1388/06/08 |

 

تنها

یاد گرفتم که عشق با تمام عـظمتش ۲ یا ۳ ماه بیشتر زنده نیست یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که به هم نمیرسند یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم که هر چه عاشق تری تنها بافی می مانی


یکشنبه 1388/06/08 |

 

                                         ♥

 

 


شنبه 1388/05/03 |

 

ده سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است


۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.


جمعه 1387/11/18 |

 

دکتر شريعتي

دکتر شريعتي :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ، آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... 

چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم . »


جمعه 1387/11/18 |

 

اینها را برای تو نمی نویسم

اینها را برای تو نمی نویسم
یا کسی که هم اسم تو باشد ؛ حتی هم شناسنامه تو
اینها را برای عشق گم شده خودم می نویسم.
برای عشق مرده ام
می دانی آدمی که عشقش مرده باشد چه حالی دارد
نه نمی دانی
اصلا بگذار ازتو بپرسم تا حالا چند بار دلتنگ شده ای ؟
آنقدر که بخواهی صدای کسی را بشنوی و نتوانی
آنقدر که ماه بالای سرت قرص کامل باشد و تو
هی از پشت پنجره نگاهش کنی و هی گریه کنی
اصلا نمی دانم چرا خرداد که می شود همه اش اینجوری می شوم.
هی چشم آدم اشکش می آید
و هی کسی شبیه تو به یادم میآید.
فکر نکنی که تو هستی ها.
حتی اگر اسمش هم مثل تو باشد.
حتی اگر شناسنامه اش هم مثل تو باشد.
اما اینها اصلا تو نیستی.
فکرش را هم نکن
کسی را می گویم که فقط شبیه توست

آخر می دانی...
تو مدتهاست که از یادم رفته ای.
اینها را گفتم که حداقل یادت ، بخواهد خوابش بگیرد
و بخواهد که بخوابد و تا فردا هم بیدار نشود.
کسی که خیلی خوب و ماه، این روزها کلی گرفتاری دارد.
نبودنش هم که یک دنیا غم به دل آدم می اندازد
اصلا همه اش را می گذاریم تقصیر ا و که من اینجوری شده ام
یاد آن شعری می افتم که چند روز پیش برایش خواندم.
و باز هم می خوانم اش:

با تواگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر می شه از تو
وقت غم خوردن ندارم.


یکشنبه 1387/04/23 |

 



AM_PERFORIN@YAHOO.COM

 

 

 

شهریور 1388
مرداد 1388
بهمن 1387
تیر 1387

 

یکی بود یکی نبود
گناه
تنها
                                         ♥
ده سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است
دکتر شريعتي
اینها را برای تو نمی نویسم

 

یه نگاه یندازین حتما خوشتون میاد
زمین را بصورت ONLINE از فضا ببینید
بزرگترین چت روم ایرانی
دانشجویان دانشگاه غلوم پزشکی کاشان ورودی 87

 

 

RSS 2.0